محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
176
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فلاكت كشانده و در آخرت به آتش و خشم خدا دچار خواهند ساخت . در برخى از نسخهها « فأصبح أعظم في دينكم جرحا » به صورت « . . . حرجا » آمده كه نادرست است . ضمير مستتر در « أصبح » به شيطان برمىگردد . معناى اين بند آن است كه وسوسهها و نيرنگهاى شيطان براى دين و دنياى شما زيانبارتر از همنوعانى هستند كه آنان را دشمن خويش گرفتهايد و براى جنگ با آنها تلاش مىكنند . ( فاجعلوا عليه حدكم ، و له جدكم ) ضمير « عليه » و « له » به شيطان بازمىگردد . منظور از « حد » خشم و تندى و منظور از « جد » تلاش و نيرو است . اين بند مىگويد كه با همه توان و نيروى خود به جنگ شيطان برويد . ( فلعمر اللّه لقد فخر على أصلكم و وقع في حسبكم و دفع في نسبكم و أجلب بخيله عليكم . . . ) منظور از اصل و نسب در اين بند ، حضرت آدم عليه السّلام است . ابليس ، پدر شما ، آدم را فريب داده و تيرهاى هوس را به سويتان پرتاب كرده و با گامهاى شهوت بر دوشتان پاى گذاشته و شمشيرهاى اغوا را بر گردنتان نهاده و خوارتان ساخته است . او شما را در گرفتارى و سختى مىاندازد و هيچ چيز از شما فرونمىگذارد . اين بخش تكرار و تأكيد بخش قبلى است كه فرمود : « و دلف بجنوده نحوكم . . . » ( فأطفئوا ما كمن في قلوبكم من نيران العصبية و أحقاد الجاهلية . . . و نزغاته ) مسلمان واقعى كسى است كه همه انسانها را دوست دارد ، اما آنان كه براى نژاد و رنگ و گروه ، تعصب به خرج مىدهند ، در حقيقت مسلمان نيستند ؛ بلكه از پيروان شيطان هستند و بر سنت جاهليت گام برمىدارند . امام عليه السّلام در ادامه همين خطبه از تعصب سخن مىگويد . ( و اعتمدوا وضع التذلل على